زندگی مکتبی، الگوی زیستی فرزندان روح الله است در عصر غیبت موعود(عج) |
آيا زمان محاکمه فرا رسيده است؟

شور و نشاط بازار و آغاز زودهنگام خريدهاي بهاري و مهيا شدن مردم براي رسيدن عيدنوروز، بهترين نشان از وجود آرامش در جامعه و روزهاي خوبي است که پيش روي ملت ايران قرار دارد. اين نشاط و تحرک با دهه فجر پيروزي انقلاب اسلامي عجين شده و از ديگر سو اخبار پيروزيهاي ملتهاي مسلمان و مظلوم منطقه و سقوط ديکتاتورهاي وابسته به غرب نيز اين شادي و هيجان را دو چندان کرده است. اما گروهي از ملت بريده که حتي در راهپيمايي ملت ايران در 22 بهمن امسال نيز حضور نداشتند، آرامش و نشاط جامعه را نشانه رفته و فتنهاي ديگر را در سر ميپرورانند.
* * *
گام بعدي اين حرکت تلاش براي سوء استفاده از اين تحولات و ساختن محملي از آن براي جان گرفتن مجدد فتنه بود که بيش از يکسال است در حسرت نوستالژيک آن ميسوزند! در همين راستا موسوي و کروبي که همچنان در توهمات و آمال خود بسر ميبرند با ارسال نامهاي از وزارت کشور خواستار صدور مجوز براي برگزاري راهپيمايي 25 بهمن در خيابانهاي پايتخت در حمايت از مردم مصر شده اند.
با انتشار اين نامه در فضاي مجازي بود که بار ديگر تبليغات گسترده ضدانقلاب براي شعله ور کردن آتش فتنه در کشور آغاز شد و ضدانقلابيون با صراحت اعلام کردند که اين درخواست موسوي و کروبي فرصت را براي اقدام عليه نظام اسلامي فراهم کرده است.
* * *
اين اقدام دو هالوي بازيخورده، سناريوي جديد تبليغاتي است که با علم به عدم صدور مجوز توسط مسئولين ذيربط طرحريزي شده است. اين افراد به خوبي آگاهند که نظام اسلامي چنين مجوزي را براي اين دو فرد فاسق فاقد صلاحيت صادر نخواهد کرد، لذا در پس اين درخواست فضا سازي عليه نظام اسلامي نهفته است تا شايد بتوانند جان ديگري گيرند!
* * *
حضور باشکوه ملت ايران در راهپيمايي دهها ميليوني 22 بهمن در سراسر کشور که امسال با شوق و شور موفقيت نهضتهاي اسلامي جهان اسلام و فرار مبارک دو چندان شده بود، حکايت از آن دارد که فتنه گران بيش از پيش از شناخت واقعيات جامعه ناتوانند. فتنه گران که با صراحت از تحريم راهپيمايي 22 بهمن سخن گفته و خود نيز در ميان ملت نبودند، وقتي اخبار و تصاوير حضور دهها ميليوني ملت را ديدند، آنچنان شوکه شدند که تا ساعتها وبلاگها و سايتهايشان جرات پرداختن به اخبار راهپيمايي را نداشتند. همين حضور باشکوه باعث شد تا نگراني بر اردوگاه ناکام فتنه گران فائق آيد و نويسندگان وابسته به آنها پيشاپيش از شکست اين سناريو خبر دهند و چنين بنويسند: «تعداد ما زياد نيست. مخاطب ما زياد نيست. دوستان زيادي نداريم... اينها را به خاطر چه ميگويم؟ به خاطر فضايي که امروز به وجود آمده است و مطمئن هستم فردا به يأس منتهي خواهد شد»!
* * *
بنظر ميرسد مواجهه نظام اسلامي با اصحاب فتنه و سران آن به مرحله جديدي رسيده است. اگر تا ديروز بهانه آشوبها و کارشکنيها به ظاهر اعتراض به نتايج انتخابات بود، اما امروز اين جريان به تقابل و رويارويي مستقيم با نظام اسلامي روي آورده و در خيال خام خود کشاندن اوباش و ضدانقلاب به خيابانها براي براندازي نظام را هدايت ميکند. اقدامي که انتظارات و مطالبات ملت غيور ايران از مسئولين دستگاه قضايي براي محاکمه سران فتنه را دو چندان کرده است.
* * *
از سوي ديگر تکليف برخي احزاب و گروههاي سياسي نيز در اين بين بايد معلوم گردد. حمايت ورشکستگان سياسي چون اعضاي مجمع نمايندگان ادوار مجلس، مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم، حزب منحله مشارکت و شاخه خارج نشين سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب!؟ از اين اقدام دو هالوي برانداز، تبعات قانوني و قضايي به همراه دارد که دستگاه قضايي بايد به آن با قاطعیت رسيدگي کرده و مانع تکرار آن شود.
* * *
25 بهمن امسال مانند تمامي 25 بهمنهای سه دهه عمر پر برکت انقلاب اسلامي خواهد گذشت و نظام مقدس جمهوري اسلامي يک روز ديگر به تحقق اهداف و آرمانهاي خود نزديکتر خواهد شد و روسياهي ابدي براي فتنه گران خواهد بود.
دغدغه مشترک ما و آقاي هاشمي

انتشار دومين اظهارنظر آقاي هاشمي در مورد حوادث تاريخي انقلاب اسلامي حکايت از آن دارد که ايشان شيوه جديدي را براي بيان اظهارات سياسي خود برگزيدهاند و آن "سخن امروز گفتن با زبان تاريخ" است.
بيانيه اول به بهانه 19 دي ماه 56 صادر شد که واکنشهاي متفاوتي را به همراه داشت و بيانيه جديد در آستانه دهه فجر، که به شرح ماجراي مبارزاتي حضرت امام(ره) از تبعيد تا پيروزي انقلاب اسلامي اختصاص يافته است. قسمت پاياني اين نوشتار ضمن توصيف شخصيت برجسته حضرت امام(ره)، از "انقلاب اسلامي" به عنوان "ارزندهترين ميراث امام" ياد ميکند و اعلام ميدارد: «... همه ما بايد آبرو و هستي خويش را براي حفظ و نگهداري آن فدا كنيم و نگذاريم تاريخ مشروطه در اين سرزمين تكرار شود.»
* * *
خطاب به آقاي هاشمي بايد گفت که "جانا سخن از زبان ما ميگويي"! به واقع تمام آنچه در اين ايام و بعد از فتنه 88 به دغدغه فرزندان حضرت روح الله(ره) مبدل گرديد، همين ميراث داري و حفظ عزيزترين يادگار ايشان يعني نظام اسلامي بود.
* * *
در اين ايام ملت حزب الله خون دل خوردند و ديدند که عدهاي با انتصاب به خط امام چگونه بر آرمانهاي امام تاختند! ديدند که تمثال مبارک ايشان چگونه مورد هتک قرار گرفت! و چگونه آن زعيم سفر کرده توسط فاسقي از اردوگاه فتنهگران به عنوان "آمر جنايت عليه بشريت" معرفي شد!
شايد باور کردني نبود که "شجاعترين فقيه شيعه در تاريخ فقه اسلامي" (به تعبير ما و شما)، روزگاري به ديکتاتوري متهم شود و هتاکي خطاب به ايشان بنويسد: «آيت الله خميني هيچ مرجع تقليدي را که موضعي انتقادي اتخاذ مينمود را تحمل نميکرد.»!
* * *
آقاي هاشمي! فرزندان معنوي حضرت روح الله(ره) از شما سوالات فراواني دارند که تا پاسخ صريحي از شما نشنوند به تاريخ نگاري شما نيز اعتنا و اعتمادي نخواهند کرد. اين جمع از خود ميپرسد:
مگر راه حفظ ميراث امام جز از طريق عمل به رهنمودها و پيروي از سيره ايشان ممکن است؟
مگر امام بزرگوار هشدار نداند که «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملکت شما آسيب نرسد»!
مگر آن "سياستمدارترين مؤمن" نگفتند: «آن روزي را که امريکا از ما تعريف کند بايد عزا گرفت»!
مگر آن عزيز سفر کرده نفرمودند: «بايد مقيد به اين باشيد که قانون را بپذيريد، ولو برخلاف راي شما باشد»!
مگر آن "اديبترين سياستمدار" در انتخابات به مسئولين کشور اعتماد کامل نداشت؟ مگر راي و شوراي نگهبان را به عنوان ناظر نهايي انتخابات نميپذيرفت؟ مگر در زمان امام نتايج انتخابات بدون تائيد نهايي اين شورا اعتبار داشت؟
و دهها اگر و اماي ديگر ...
آيا به واقع اين نوشتههاي امروز شما پاسخي به همان سياه نماييها و تهاجماتي است که در ماههاي اخير عليه حضرت امام(ره) و نظام اسلامي شده است؟ اگر چنين است پس چقدر دير به صحنه آمديد و چقدر محتاط و غيرمستقيم! به نحوي که ضمير سخنانتان مرجع خود را پيدا نميکند!؟
* * *
آقاي هاشمي! "کديور" هنوز منتظر است تا سيدحسن به عنوان "يکي از نوادگان فاضل مرحوم آيت الله خميني" از رکن اساسي انديشه سياسي حضرت امام(ره) که نظريه ولايت مطلقه فقيه باشد اعلام برائت کرده و اميدوار است "سيد حسن در تحقيقاتشان به اين نتيجه برسد که ولايت شرعي فقيه بر مردم، فاقد مستند معتبر عقلي و نقلي است"!؟
گنجي، همچنان بر عملکرد دوران مديريتي امام(ره) ميتازد و قصد دارد تا با سياه نمايي، امام را براي نسل جوان امروز ايران اسلامي بياعتبار نمايد، لذا بيشرمانه مينويسد: «مسأله اين بود، در اين کشور هيچ کس نبايد مطرح شود. هر کس مطرح ميشد، کارش را ميساختند. در دهه اول انقلاب، بايد، فقط آيت الله خميني مطرح ميگشت...»!؟
شما که خود از نزديک شاهد رفتار بزرگ مرد تاريخ ايران زمين بودهايد و وي را " اديبترين سياستمدار، سياستمدارترين مؤمن" ميدانيد چرا در برابر ياوه گوييهاي اين فرصت طلبان فراري واکنشي نشان نداديد؟! نگرانيتان از چه بود که وارد صحنه نشديد و بر دهان فحاشان نکوبيديد؟!
* * *
از جمله دغدغههاي مشترک ما و شما مساله تکرار مشروطه است. مروري بر تاريخ مشروطه به خوبي نشان ميدهد که بزرگترين عامل انحراف مشروطه، نفوذ جريانهاي انحرافي وابسته به بيگانگان در حرکت اسلامي ملت ايران بود. مشروطه آنگاه از مسير خود منحرف شد که جمعي از غربگرايان تلاش کردند تا با غفلت برخي خواص، در صف انقلابيون نفوذ کرده و ضمن ايجاد اختلاف، خود را سردمدار انقلاب معرفي کنند. دخالت مستقيم سفارتخانههاي بيگانه نيز تکميل کننده اين سناريوي نفوذ و براندازي بود، سناريويي که با به دار رفتن سر "شيخ فضل الله نوري" محقق گرديد.
آقاي هاشمي! آيا فتنه پس از انتخابات شباهتهايي به فتنه دوران مشروطيت نداشت؟! آيا خوشحالي و پايکوبي بيگانگان در مواجهه با رفتار سران فتنه براي شما حجت کافي نبود که نگران تکرار مشروطه باشيد؟! براستي اگر فتنه گران با غفلت ملت، فاتح حوادث پس از انتخابات شده بودند، در ميدان مرکزي پايتخت اين بار بايد شاهد به دار آويختن کدام "شيخ فضل الله زمانه" ميبوديم!؟
* * *
امروز تمام کساني که دغدغه حفظ ميراث بزرگ امام(ره) را دارند و از تکرار مشروطه بيمناکند، بايد بدانند که دفاع از انقلاب اسلامي در برابر اين تهديدات و آسيبها تنها با تبعيت از حکيم فرزانه انقلاب اسلامي و برائت از دشمنان ايشان امکان پذير خواهد بود.
از قياسش خنده آمد خلق را ...

تونس کشوري در شمال قاره سياه که تا سالها مستعمره رژيم فرانسه بوده و پس از آن نيز با وجود اعلام استقلال، هرگز نتوانست خود را از زير يوغ غرب آزاد کند، سرانجام از بند ديکتاتور وابسته به غرب رها گشت. اين خبري بود که به مهمترين اخبار رسانههاي جهان در هفتهاي که گذشت، مبدل شد و ذهن بسياري از تحليل گران سياسي را مشغول خود نمود.
خبر سقوط "زين العابدين بن علي" که 23 سال پيش با هدف سرکوب اسلام گرايان در تونس به قدرت رسيده بود براي ملت ايران يادآور قيامي بود که خود در سه دهه پيش در بهمن سال 1357 خالق آن بود. در آن ايام ملت غيور ايران به خيابانها آمدند تا بساط سلطنت 50 ساله اي را برچينند که هويت اسلامي آنها را نشانه رفته بود.
اما آنچه در حاشيه خبر قيام ملت تونس قابل توجه بود، ادعاهايي بود که سايتهاي داخلي و خارجي حامي سران فتنه مطرح ساختند. ضدانقلاب خارج نشين به همراه برخي رسانه هاي فتنه گر داخلي که با شکست کودتاي مخملين 88، آرزوهاي خود را بر بادرفته ميديدند، مدعي شدند که قيام مردم تونس با الهام گيري از جنبش سبز ايران صورت گرفته است! اين رسانهها همچنين تلاش کردند تا حادثه فوق را اينطور تحليل نمايند که تداوم فتنه 88 به سرنگوني انقلاب اسلامي ختم خواهد شد!!
* * *
سايت کلمه که در بردارنده مواضع موسوي است در يادداشتي مدعي شد: «موفقيت جنبش مردمي تونس، قبل از آنکه خاطره جنبش ۵۷ و پيروزي انقلاب اسلامي را در ميان مردم زنده کند، يادآور خواست و شيوههاي مبارزه جنبش سبز بود.»
* * *
"بن علي" براي مقابله با انبوه ملت معترض در صحنه، مجبور به آوردن نظاميان به خيابانها شد، در حالي که در ايران اسلامي اين ملت بودند که به طور خودجوش براي دفاع از جمهوري اسلامي و آرمانهايش به ميدان آمده و با حضور ميليوني خود در 9 دي و سپس در 22 بهمن فرياد برائت از منافقين و فتنه گران سر دادند و منافقين را به سوراخهايشان راندند!
فتنه 88 اقدامي از پيش تعيين شده بود که با سناريوسازي عوامل بيگانه و طرح ريزي دستگاههاي اطلاعاتي - امنيتي غرب و بازيگري ايادي داخلي آنها آغاز شد. بخشي از ماموريت نيز به رسانههاي غربي واگذار شد تا با دروغ پراکني افکار عمومي کشور را هدف قرار دهند. در حالي که آنچه در تونس به وقوع پيوست وضعيتي برعکس داشت و کشورهاي غربي بالاخص آمريکا و فرانسه در صف حاميان بن علي قرار داشته و رسانههاي غربي خود را همپيمانان ديکتاتوري ميدانستند، لذا با بايکوت اخبار انقلاب مردم تونس مانع رسيدن به موقع پيام ملت تونس به جهانيان شدند!
* * *
اقدام فتنه گران براي مقابله با نظام اسلامي، مغاير با ارزشهاي حاکم در جامعه اسلامي و باورهاي ملتي بود که نظام سياسي خود را برخاسته از آموزه هاي اسلامي ميدانند. اين مغايرت با گذر زمان وجوه مختلف خويش را بيش از پيش نشان داد و با برافتادن پرده تزوير ماهيت سکولار و ضداسلامي آن آشکار گرديد که اوج آن حوادث تلخ روز عاشوراي سال 88 بود.
اما حرکت مردمي تونس هرچند با اعتراض به ظلمي که بر يک جوان رفته بود آغاز شد، اما به سرعت رنگ و بوي مذهبي به خود گرفت و به مقابله مسلمانان با نظام لائيکي مبدل شد که دو دهه با مظاهر اسلامي مقابله کرده بود. به واقع آنچه مردم مسلمان تونس را که بيش از 90 درصد جمعيت اين کشور را تشکيل ميدهند به صحنه آورد، بيتوجهي دولت به باورهاي ديني و اعمال محدوديت در انجام برخي فرائض ديني از جمله ممنوعيت حجاب اسلامي بود. و گرنه سياستهاي اقتصادي بن علي توانسته بود که تونس را به يکي از کشورهاي موفق در حال توسعه آفريقا مبدل سازد، توسعه اي که باورهاي مذهبي يک ملت را نشانه رفته بود! (قابل ذکر است که تونس تنها كشور عربي است كه در آن ممنوعيت حجاب اعمال ميشود)
* * *
سخن آخر آنکه اين اظهارات ضمن نشان دادن عمق تحليل فتنه گران، نمايشگر فضاي توهم آلود جريان فتنه بوده و مشخص ميکند اين جريان تا چه اندازه با واقعيات جامعه بيگانه است. اين توهمات و خيال بافي ها هرچند ميتواند دلخوشياي براي محافل يخ بسته فتنه گران باشد، اما براي ملت بصير ايران يادآور حکايت شيرين بقال و طوطي است آنجا که مولانا در وصف قياس مع الفارق طوطي خوش خيال چنين ميسرايد:
از قياسش خنده آمد خلق را/ کو چو خود پنداشت صاحب دلق را
کار پاکان را قياس از خود مگير/ گر چه ماند در نوشتن شير، شير
دستگيري يک تروريست و رسوايي فتنه گران

در اواخر دي ماه سال گذشته درست بعد از حماسه بزرگ 9 دي ماه و راهپيمايي تاريخي "برائت از منافقين" بود که خبر "ترور استاد فيزيک دانشگاه تهران" دکتر مسعود علي محمدي همه توجهات را به خود جلب نمود. در حالي که براي افکار عمومي مسلم بود که اين اقدام غيرانساني و خائنانه تنها از عهده سازمانهاي جاسوسي آمريکا و رژيم صهيونيستي و گروهکهاي تروريستي وابسته به آنها بر ميآيد، تحليلگران وابسته به جريان فتنه مسير ديگري را براي ارزيابي اين حادثه برگزيدند.
* * *
فتنه گران که تلاش ميکردند تا بعد از خروش تاريخي ملت در 9 دي از محاق در آمده و بار ديگر خودي نشان دهند اين بار ترور اين شهيد بزرگوار را بهانه ساخته و با يک ترفند تبليغاتي خائنانه، با سبز خواندن دکتر علي محمدي، نظام اسلامي را متهم اصلي ترور وي معرفي کردند!
آنها تلاش کردند تا با اعلام اينکه دکتر علي محمدي از حاميان انتخاباتي موسوي بوده و احيانا در تجمع غيرقانوني 25 خرداد شرکت داشته، اينگونه القاء نمايند که وي به خاطر گرايش سياسياش ترور شده است!
"احمد شيرزاد"، نماينده رد صلاحيت شده مجلس ششم - که نطق خائنانهاش در پشت تريبون مجلس درباره مسايل هستهاي هنوز از اذهان ملت پاک نشده است - با انتشار يادداشتي درصدد القاء تحليل فوق برآمد. وي با معرفي خود به عنوان همدرس و رفيق شهيد علي محمدي مدعي شد: «وي در اين يکي دو ساله اخير افکار و نظراتش بسيار به جنبش اصلاحي نزديک شده بود! و در يکي دو انتخابات آخر قبل از انتخابات رياست جمهوري به ليست اصلاح طلبان راي داده بود و براي آن هم تبليغ ميکرد.»(22/10/88)
* * *
دروغ پردازيهاي اصحاب فتنه تا ماهها ادامه يافت و براي نمونه سايت کلمه که توسط تيم رسانهاي موسوي اداره ميشود ادعا کرد: «درباره ترور اين استاد دانشگاه حرف و حديث هاي زياد عنوان شد ه است، رسانه هاي حامي دولت در همان روزها اين اقدام را ترور سياسي عليه يک « دانشمند هسته اي» حامي دولت جلوه دادند . اما از سوي ديگر، دانشجويان آقاي علي محمدي به دليل سخنراني هاي انتقادي اش نسبت به دولت و حضور در راه پيمايي ۲۵ خرداد او را يک استاد سبز دانستند که به دليل انتقادهايش کشته شده است.» (25/6/89)
* * *
اين شبهه افکني ها تا بدانجا گسترش يافت که حتي خانواده شهيد را نيز دچار سردرگمي و نگراني کرد به نحوي که همسر شهيد - که پيش از اين اعلام کرده بود اصحاب فتنه بارها به ديدار خانواده ما آمدهاند - اظهار ميدارد: «برخي ها!؟ وقتي ما را ميبينند ميگويند کار خوديها بود، براي ما هنوز مبهم است که واقعا چه کسي دلش رضا داد که همسرم را با آن شيوه فاجعه آميز بکشد. وقتي به حرفها و شبهه هاي ايجاد شده فکر ميکنم، عذاب ميکشم. همين ابهام رنج آور است. نميتوانم باور کنم حاصل يک عمر زحمت او را، خودي ها اينگونه داده باشند و براي همين با خودم ميگويم اي کاش واقعا همانطور که مسوولان ميگويند، موساد باشد...»
* * *
اما وضعيت به نفع فتنه گران باقي نماند و خبر دستگيري عامل ترور شهيد محمدي و آشکار شدن ماهيت صهيونيستي اين اقدام تروريستي, رسوا کننده فريب تبليغاتي فتنه گران و اثبات مظلوميت نظام اسلامي بود و براي ملت آشکار ساخت که ادعاها و تبليغات جريان فتنه تا چه اندازه مبتني بر دروغ و فريب افکار عمومي شکل گرفته است. اين اقدامات تنها بخشي از رفتارهاي خيانت آميزي است که در پرونده دو ساله اصحاب فتنه ثبت شده و هر روز که ميگذرد زنگ رسوايي يک به يک ادعاهاي دروغين آنها به صدا در خواهد آمد.
* * *
وقتي همسر شهيد مسعود علي محمدي در اولين اظهاراتش با خوشحالي تمام دستگيري عامل اصلي ترور همسرش را هديه بزرگي براي خود دانست، نشان داد که پروژه فتنه گران براي بياعتمادسازي ملت نسبت به نظام اسلامي با شکست مواجه شده و نظام اسلامي همچون گذشته به پشتوانه مردمي و اعتماد عمومي ملت به عنوان بزرگترين نظام مردمسالار عالم مباهات ميکند.
اعتراف شيخ ساده لوح به کودتاي مخملي

هرچند مدتهاست مرور و خواندن اظهارات و نوشتههاي شيخ ساده لوح فتنه براي بسياري از ملت و حتي کارشناسان سياسي نيز ملال آور شده و مخاطب آن تنها رسانههاي ضدانقلابي هستند که خوراک تبليغاتي خود را از ميان اين اظهارات دشمن شاد مييابند، اما مروري بر نوشته جديد وي خالي از لطف نيست.
* * *
کروبي در آخرين نامه منتشرهاش در دفاع از عملکرد فتنه گران به آگاهي کامل سران فتنه به سناريوي کودتاي مخملين در انتخابات دهم رياست جمهوري اعتراف نموده است. شيخ ساده لوح که بنظر ميرسد ناخواسته اسرار هويدا کرده در پاسخ به سوالاتي که اذهان عمومي را مشغول خود کرده مينويسد:
«از موارد ديگري که از روزهاي ابتداي بعد از انتخابات به کرات ميپرسند اين است که چرا اعتراض به نتيجه انتخابات را از مسير قانون پي نگرفتيم؟ و من اکنون ميپرسم که با وجود تجربه انتخابات مجلس هشتم و اعتراضها و پيگيريهايي که در راهروهاي شوراي نگهبان و وزارت کشور به نتيجه نرسيد، آيا مجالي براي اعتماد ما به وزارت کشور و شوراي نگهبان باقي مانده است؟»
* * *
اين سخنان آشکار ميسازد که سران فتنه از آنجا که به قول خودشان پيگيري قانوني اعتراض به نتيجه انتخابات از طريق شوراي نگهبان و وزارت کشور را در انتخابات مجلس هشتم بيثمر يافتند، در اين انتخابات مصمم شدند تا کسب قدرت را از طريق ديگري که آن را از ميان نسخههاي پيچيده شده توسط جين شارپ و ديگر تئوري پردازان کودتاي مخملين يافته بودند، دنبال نمايند. به واقع مبتني بر اين اعترافات از فرداي ناکامي در انتخابات مجلس هشتم بود که راهکار نافرماني مدني و اردوکشيهاي خياباني بعد از طرح دروغ بزرگ تقلب در انتخابات مورد توجه فتنه گران قرار گرفته و به تدريج براي آن طرحريزي شده است.
* * *
دکتر عبدالحسين روح الاميني (که فرزندش محسن در ماجراي کهريزک کشته شد و امروز کروبي به خونهايي وي سينه چاک ميکند!) که در انتخابات از اعضاي اصلي ستاد انتخابات محسن رضايي بود، و نسبت به نتايج انتخابات اعتراض داشت، به تازگي در گفتگو با خبرگزاري مهر(8/10/89) اعلام ميدارد:
«من در استان اصفهان مسئول بازشماري آرا بودم و از نزديک جريان انتخابات را دنبال ميکردم. ما در آن زمان جلساتي با هيئت هاي اجرايي داشتيم و در عين حال مستندات نمايندگان خود را نيز بررسي ميکرديم و آن چيزي که منتشر شده بود و نمايندگان ما گزارش کرده بودند تفاوتي با هم نميکرد. در آن زمان که آنان ادعاي تقلب را مطرح کرده بودند ما با افراد اصلي ستاد آقاي موسوي در اصفهان تماس گرفتيم و گفتيم که اگر شما به دنبال دنبال کردن از طريق قانون نيستيد، عدله و اسنادي که در اختيار داريد را به ما بدهيد و آنها به صورت صريح به ما گفتند که ما چيزي در اختيار نداريم.
در آن زمان ما با نمايندگان شوراي نگهبان در استان هم جلساتي داشتيم و هيئت هاي اجرايي نيز مستندات قانوني خود را در اختيار ما قرار دادند و زماني که اين اسناد بررسي شد متوجه شديم که شمارش آرا درست است.
در عين حال هيچ مشکلي نيز در حوزه هاي راي گيري وجود نداشت و به عنوان مثال در حسينيه آقاي طاهري در محله حسين آباد راي گيري تا ساعت يک نيمه شب ادامه داشت. ممکن است در روزهاي اول و به خاطر فضاي پس از انتخابات اعتراضاتي به خاطر برخي از تخلفات انتخاباتي انجام شود، اما ادعاي تقلب در انتخابات، ادعايي است که مي توان به سادگي آن را بررسي کرد و نه اينکه اين بحث را چندين ماه طول بدهند و مشخص است که هدف از اين کار زمينه سازي مقابله با نظام بوده است.»
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|